وایسادنیا...........Vaisa Donya
خداوندا من با تمام کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری
دوشنبه 1 آذر 1389 :: نویسنده : منصور صفری

خدا گوید : تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاترین مهمان دنیایم

شروع کن ، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من . . .

به نام حق
به نام آنكه دوستی را آفرید، عشق را ، رنگ را ... به نام آنكه كلمه را آفرید.
و كلمه چه بزرگ بود در كلام او و چه كوچك شد آن زمان كه میخواستم از او بگویم.
سالهاست دچارش هستم. و چه سخت بود بیدلی را ، ساختن خانه ای در دل.
و این دل بینهایت، چه جای كوچكی بود برای دل بیتابش.

او رفت و من نشناختمش . در تمام میخكهای سر هر دیوار، آواز غریبش را شنیدم
اما نشناختمش. همانگونه كه بغضهای گاه و بیگاهم را نشناختم.
فقط آنقدر او را شناختم كه در سایه های افتاده به كلامش، به دنبال جای پای خدا باشم.

اینجا، هر چه هست، جز با صداقت او و كلام و نقشهای او، حوض بی ماهیست.
شاید مزرعه ای باشد با زاغچه ای بر سر آن
زاغچه ای كه هیچكس جدی نگرفتش .
اینجا را هدیه اش میكنم. به آنكس كه برای سبدهای پرخوابمان، سیب آورد.
حیف كه برای خوردن آن سیب، تنها بودیم . چقدر هم تنها ... (سهراب سپهری) 





نوع مطلب :
برچسب ها :
چهارشنبه 30 آذر 1390 :: نویسنده : منصور صفری
شب یلدا

http://s1.picofile.com/file/6805025150/shabe_yalda_persianblog.jpg
 
مهررخشا نکوترین چهراست    شب یلدا تولد مهر است
 این همایون شب خیال انگیز      هست در اخرین شب پاییز
 بیخ وبن درحماسه گسترداست  
 درنهادش حماسه پروردست
لفظ یلدا اگرچه سریانی ست      شب مهر افرین ایرانی ست





نوع مطلب :
برچسب ها :
کدام گزارشگر استقلالی است؟ کدام پرسپولیسی؟

بی تردید همه علاقه مندان به فوتبال دوست دارند بدانند گزارشگران فوتبال استقلالی هستند یا پرسپولیسی. در واقع شاید در نحوه گزارش آن ها مشخص نباشد به چه رنگی علاقه دارند، ولی قعطا این گزارشگران قبل از اینکه وارد این شغل شوند به یکی از تیم های سرخابی تعلق خاطر داشته اند.

بهرام شفیع پرسپولیسی متعصب!
بهرام شفیع یکی از گزارشگران قدیمی فوتبال ایران است که همچنان تهیه کننده و مجری برنامه ورزش و مردم است. شفیع در اواخر دهه شصت و در مقطعی عضو هیئت مدیره باشگاه پرسپولیس بود. بنابراین او از زمانی که به فوتبال علاقه پیدا کرده، یک پرسپولیسی بوده و هنوز هم طرفدار سرخپوشان است.
شفیع سابقه گزارش در دربی را دارد و شاید مهمترین گزارش او در سال 74 بود که در آن بازی استقلال با نتیجه 3 بر صفر پرسپولیس را شکست داد تا پرسپولیسی ها به شوخی عنوان کنند هر زمان او گزارشگر داربی باشد، ما بازی را واگذار می‌کنیم !

به هر حال بهرام خان شفیع چیزی برای پنهان کردن ندارد و او را می توان کاپیتان سرخپوش گزارشگران خواند. البته او سالهاست که کار گزارشگری را کنار گذاشته و فقط مجری گری والبته فدراسیون داری میکند!

جهانگیر کوثری : کاپیتان استقلالی ها
جهانگیر کوثری پیش از آنکه مفسر و گزارشگر شود یک فوتبالیست مطرح بود و در مقطعی نیز عضو تیم استقلال. کوثری یک استقلالی تمام عیار است و در آن هیچ شکی نیست. این گزارشگر هم سابقه گزارش داربی را در پرونده خود دارد و بی شک هیچگاه دوست ندارد تیم سابقش بازنده این بازی تاریخی باشد. می‌گویند جهانگیر خان همواره در تصمیمات مدیریتی باشگاه استقلال موثر بوده و دستکم از او به عنوان یک مشاور ویژه نام می‌برند. به هر حال جهانگیر کوثری، کاپیتان آبی پوش گزارشگران است!

عادل فردوسی پور; پرسپولیسی دو آتشه!
عادل در نوجوانی یک پرسپولیسی دوآتشه بود و همین حالا هم خیلی دوست دارد پرسپولیس در دربی استقلال را مغلوب کند! او البته وقتی وارد کار روزنامه نگاری شد کمی منطقی تر به قضایا نگاه کرد. عادل چون میخواهد به همه نشان دهد که پرسپولیسی نیست ادای استقلالی ها را در می‌آورد وبعضا طوری وانمود میکند که انگار از اول استقلالی بوده! در حالیکه چنین چیزی نیست و بهترین مجری ورزشی تلویزیون یک پرسپولیسی دو آتشه است.

مزدک میرزایی; استقلالی و البته یوونتوسی
مزدک درست برعکس عادل, استقلالی است و درست برعکس او میخواهد ثابت کند که استقلالی نیست و ادای پرسپولیسی ها رو در می‌آورد. میرزایی استقلال رو خیلی دوست دارد و گاهی اوقات استقلالی بودنش بدجوری توی ذوق میزند. او یکی از بهترین و با اخلاق ترین گزارشگران و مجریان شبکه3 است و دوستی بسیار نزدیکی با عادل دارد. کرکری های عادل و مزدک قبل از دربی ها جالب توجه خواهد بود! مزدک البته علاقه خاصی به تیم ملی ایتالیا و باشگاه یوونتوس دارد.

پیمان یوسفی; پرسپولیسی است
یوسفی هم مثل عادل پرسپولیسی است. او در این چندساله کمی بر اطلاعات فوتبالی خود افزوده وسعی دارد یک گزارشگر بی طرف باشد اما خوب هنوز با عادل و مزدک فاصله دارد. یوسفی هم طبعا دوست دارد پرسپولیس ,استقلال را شکست دهد.

جواد خیابانی; استقلالی قدیمی
خیابانی چندی قبل در مصاحبه ای گفت: من یک زمانی در استادیوم تخمه می‌فروختم! او در جوانی از طرفداران پروپا قرص استقلال بوده و با پرچم و هدبند آبی به استادیوم ها می‌رفته است اما اگر از خودش بپرسید شدیدا منکر این موضوع میشود. دوستان آقا جواد میگویند او علاقه زیادی به رضا نعلچگر و ناصر حجازی داشت. اما در گزارش دربی ها خودش را لو نداد!

علیفر; او هم استقلالی است
علیفر هم از طرفداران استقلالی بوده اما در گزارشهای خود بی طرفی را رعایت میکند. این روزها علیفر خیلی کم کار گزارشگری را انجام می‌دهد. او علاقه ویژه ای به محوطه 5/5 متر دارد!

رضا جاودانی; ابومسلمی و استقلالی
رضا جاودانی اهل مشهد و از طرفداران ابومسلم است اما از میان قرمز و آبی دومی را ترجیح میدهد و استقلالی است. جاوانی مجری برنامه های مربوط به کشتی و قوی ترین مردان ایران هم هست اما به فوتبال نیز علاقه خاصی دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
یکشنبه 27 آذر 1390 :: نویسنده : منصور صفری

نوشته روی سنگ قبر افراد مشهور

متن سنگ قبر کوروش کبیر

ای انسان هر که باشی واز هر جا که بیایی

میدانم خواهی آمد

من کوروشم که برای پارسی ها این دولت وسیع را بنا نهادم

بدین مشتی خاک که تن مرا پوشانده رشک مبر

..................................

متن سنگ قبر فریدون مشیری

سفر تن را تا خاک تماشا کردی

سفر جان را از خاک به افلاک ببین

گر مرا می جویی

سبزه ها را دریاب با درختان بنشین

....................................

متن سنگ قبر محمد علی فردین

بر تربت پاکت بنشینم غمناک

کوهی زهنر خفته بینم در خاک

از روح بزرگ هنریت فردین

شاید مددی به ما رسد از افلاک

.......................................

متن سنگ قبر بابک بیات

سکوت سرشار از ناگفته هاست

......................................

متن سنگ قبر خسرو شکیبایی

در ازل پرتو حسنت زتجلی دم زد
عشق پیدا شدوآتش به همه عالم زد

......................................... 

متن سنگ قبر حافظ

بر سر تربت ما چون گذری همتی خواه
که زیارتگه رندان جهان خواهد بود

...........................................

متن سنگ قبر سهراب سپهری

به سراغ من اگر می آیید
نرم وآهسته بیایید
مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من

.......................................

متن سنگ قبر منوچهر نوذری

زحق توفیق خدمت خواستم دل گفت پنهانی
چه توفیقی از این بهتر که خلقی را بخندانی

 





نوع مطلب :
برچسب ها :
پنجشنبه 24 آذر 1390 :: نویسنده : منصور صفری

روزی ملانصرالدین خطایی مرتکب میشود و او را نزد پادشاه می برند تا مجازاتش را تعیین کند .

 پادشاه برایش حکم مرگ صادر می کند اما مقداری رافت به خرج می دهد و به وی می گوید

 اگر بتوانی ظرف سه سال به خرت سواد خواندن و نوشتن بیاموزانی از مجازاتت درمی گذرم . ملانصرالدین هم قبول می کند و ماموران حاکم رهایش می کنند .

 عده ای به ملا می گویند مرد حسابی آخر تو چگونه می توانی به یک الاغ خواندن و نوشتن یاد بدهی؟ ملانصرالدین می فرماید : انشاءالله در این سه سال یا شاه می میرد یا خرم





نوع مطلب : داستان های کوتاه خواندنی، 
برچسب ها :
دوشنبه 21 آذر 1390 :: نویسنده : منصور صفری

پدری با پسری گفت به قهر
که تو آدم نشوی جان پدر


حیف از آن عمر که ای بی سر و پا
در پی تربیتت کردم سر


دل فرزند از این حرف شکست
بی خبر از پدرش کرد سفر


رنج بسیار کشید و پس از ان
زندگی گشت بکامش چو شکر


عاقبت شوکت والا یی یافت
حاکم شهر شد و صاحب زر


چند روزی بگذشت و پس از ان
امر فرمود به احضار پدر


پدرش امد از راه دراز
نزد حاکم شد و بشناخت پسر


پسر از غایت خودخواهی و کبر
نظر افکند به سراپای پدر


گفت :گفتی که تو ادم نشوی
تو کنون حشمت و جاهم بنگر


پیر خندید و سرش داد تکان
گفت این نکته :برون شد از در


من نگفتم که تو حاکم نشوی
گفتم آدم نشوی جان پدر
جامی





نوع مطلب : داستان های کوتاه خواندنی، 
برچسب ها :

باید و نبایدهای سه گانه در زندگی
Three things in life that are never certain
سه چیز در زندگی پایدار نیستند

Dreams
رویاها

Success
موفقیت ها

Fortune
شانس
«»«»««»»««»»««»«»

Three things in life that, once gone, never come back
سه چیز در زندگی که وقتی از کف رفتند باز نمی گردند

Time
زمان

Words
گفتار

Opportunity
موقعیت

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things that destroy us
سه چیز ما را نابود می کنند

Arrogance
تکبر

Greed
زیاده طلبی

Anger
عصبانیت

«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things that make humans
سه چیز انسانها را می سازند

Hard Work
کار سخت

Sincerity
صمیمیت

Commitment
تعهد

Three things in life that are most valuable
سه چیز بسیار ارزشمند در زندگی

Love
عشق

Self-Confidence
اعتماد به نفس

Friends
دوستان

«»«»«»«»«»«»«»«»«»

Three things in life that may never be lost
سه چیز در زندگی که هرگز نباید آنها را از دست داد

Peace
آرامش

Hope
امید

Honesty
صداقت

..................................

Happiness in our lives has three primary principles
خوشبختی زندگی ما بر سه اصل است

Experience of Yesterday
تجربه از دیروز

Use of Today
استفاده از امروز

Hope for Tomorrow
امید به فردا

.......................................

Ruin our lives is the three principles
تباهی زندگی ما نیز بر سه اصل است

Regret of Yesterday
حسرت دیروز

Waste of Today
اتلاف امروز

Fear of Tomorrow
ترس از فردا
--===========================
Be the cause of happiness for someone, not her/his grief
همیشه دلیل شادی کسی باش ، نه شریک شادی او
وهمیشه شریک غم کسی باش ، نه دلیل غم او

..........................................................

زندگی مانند بافتن یک قالیست ،

 ولی نه آن نقش و نگاری که خودت می خواهی ،

نقشه را اوست که تعیین کرده

تو در این بین فقط می بافی ،

نقشه را خوب ببین نکند آخر کار قالی زندگیت را نخرند ( سهراب سپهری )

 





نوع مطلب : داستان های کوتاه خواندنی، 
برچسب ها :
از كربلا تا كربلا/روز شمار حوادث نهضت عاشورا

از زمان خروج امام‌حسین(ع) از مدینه تا شهادت آن حضرت در كربلا، دقیقا ۱۶۲ روز طول كشید. در این فاصله پنج‌ماه و نیمه اتفاقات بسیاری افتاد كه مسیر تاریخ را تغییر داد. بیشتر این مدت را امام‌حسین(ع) در مكه ماندند و تنها وقتی كه احساس كردند خطر ترور ایشان در ایام حج و شكستن حرمت خانه خدا در پیش است، مكه را ترك كرده و به سمت كوفه روان شدند.
۱۵ رجب سال ۶۰ مرگ معاویه

۲۸ رجب (شب یک شنبه) اصرار والی مدینه برای بیعت گرفتن از امام و خروج امام حسین (ع) از مدینه برای نرفتن زیر بار بیعت با یزید.

۳ شعبان (شب جمعه) ورود امام (ع) به مکه و استقرار در منزل پدری خود.

۱۰ رمضان رسیدن نخستین نامه‌هاى کوفیان توسط عبدالله بن مِسْمَع همدانى و عبدالله بن وال به امام (ع).

۱۲ رمضان رسیدن ۱۵۰ نامه از کوفیان به امام (ع) توسط قیس بن مُسْهِر صیداوى، عبدالرحمن بن عبدالله ارحبى و عمارة بن عبد سلولى.

۱۴ رمضان وصول نامه سران و مردم کوفه به امام (ع) توسط‌هانى بن‌هانى سبیعى و سعید بن عبدالله حنفى.

۱۵ رمضان خروج مسلم‌بن‌عقیل از مکه به سوى کوفه براى انجام ماموریت.

۵ شوال ورود مسلم به کوفه.

اوایل ذی‌الحجه ورود ابن‌زیاد به كوفه و آغاز اقدامات او.

۷ ذی‌الحجه دستگیری هانی در كوفه به جرم پنهان كردن مسلم‌.

۸ ذی‌الحجه قیام مسلم بن عقیل در کوفه برای رهایی هانی.

۸ ذی‌الحجه(سه‌شنبه)خروج امام ‌حسین (ع) از مکه.

۹ ذی‌الحجه شهادت حضرت مسلم.

۲۲ ذی‌الحجه رسیدن خبر شهادت مسلم به كاروان امام. امام با یارانش جلسه مشورتی تشكیل داد و نظر جمع بر این بود كه اگر امام به كوفه برسد، می‌تواند بهتر از مسلم عمل بكند و مردم كوفه را متحد كند.

۲۸ ذی‌الحجه سپاه حر طبق دستور عبیدالله بن زیاد سپاه امام را به سوی منطقه خشک و بی حاصل به نام کربلا هدایت کرد. وقتی به آنجا رسیدند امام فرمود این، موضع کَرب و بَلا و محل محنت و عِناست.

اول محرم ۶۱ آغاز سال هجری قمری جدید

دوم محرم ورود کاروان اباعبدالله الحسین (ع) به سرزمین کربلا

سوم محرم خریداری قسمتی از ارض کربلا توسط امام حسین (ع)، این اراضی همان مکانی است که قبر مطهر در آن قرار دارد.

ورود سپاه «عمربن سعد» به سرزمین کربلا همراه چهارهزار نیرو.

پنجم محرم اعزام سپاه ابن زیاد جهت ممانعت از حرکت مردم کوفه برای یاری امام حسین (ع).

ششم محرم دعوت «حبیب بن مظاهر» از طایفه بنی اسد برای یاری امام‌حسین (ع) .

هفتم محرم ممنوعیت استفاده از نهر فرات برای کاروان امام حسین (ع) به دستور عمربن سعد.

این واقعه ناجوانمردانه، سه روز پیش از شهادت امام حسین (ع) بود، البته حضرت ابوالفضل (ع) از سیاهی شب استفاده می کرد و برای خیمه‌ها آب می آورد. ولی از بامداد تا شامگاه روز عاشورا هیچ گونه آبی برای امام حسین (ع)و یارانش و کودکانش مهیا نشد.

هشتم محرم ملاقات امام حسین (ع) با «عمربن سعد» در کربلا.

امام حسین (ع) به هیچ وجه به وقوع نبرد و خون ریزی میان مسلمانان راضی نبود؛ به‌همین جهت با عمربن سعد ملاقات کرد و برای پایان بحران با وی به تفاهم رسید ولی عبیدالله با تحریک شمربن ذی‌الجوشن از این کار جلوگیری کرد.

نهم محرم جواب رد حضرت ابوالفضل(ع) به امان‌نامه شمربن ذی الجوشن در روز نهم، شمر برای سه فرزند خواهرش که حضرت ابوالفضل(ع) در شمار آنها بود امان نامه آورد، مشروط بر اینکه از یاری حسین (ع) دست بردارند و سپاهش را ترک گویند. حضرت عباس فرمود بریده باد دست تو و لعنت باد بر امانی که برای ما آورده ای.

دهم عاشورا عاشورای حسینی و شهادت امام حسین (ع) به همراه یارانش در صحرای کربلا توسط سپاه یزید.

یازدهم محرم آغاز حرکت اسرا و اهل بیت «امام حسین (ع) » به شام.

دوازده محرم ورود کاروان اسیران کربلا به کوفه.

امام سجاد (ع) و حضرت زینب در مدت اقامت در کوفه، وظیفه و رسالت خود را مبنی بر ابلاغ و نشر پیام امام‌حسین (ع) در جامعه، به شایستگی انجام دادند.

دفن اجساد مطهر شهدای کربلا در شب دوازده. در این روز مردم قبیله بنی اسد از روستای غاضریه که نزدیک کربلا بودند اجساد شهداء را دفن کردند.

سیزدهم محرم شهادت عبدالله بن عفیف به دست عبیدالله بن زیاد.

نخستین اعتراض آشکار نسبت به جنایت عبیدالله در شهادت امام حسین (ع) از سوی یکی از شیعیان کوفه به نام عبدالله بن عفیف برخاست. که به دست مأموران عبیدالله شبانه با ضربات شمشیر به شهادت رسید.

نوزدهم محرم حرکت کاروان اسیران کربلا از کوفه به طرف شام.

اول صفر ورود کاروان اهل بیت امام‌حسین (ع) به شام.

پنج صفر وفات حضرت رقیه (س) دختر کوچک امام حسین (ع) در شام.

معروف است که در خرابه شام، پس از دیدن سر بریده پدر و گفت‌وگوی سوزناک با وی، لب بر لب‌های پدر نهاده و آن چنان گریسته که بیهوش شد و از دنیا رفت.

۲۰ صفر سال ۶۱ اربعین حسینی (روز زیارتی مخصوص حضرت سیدالشهدا)

ورود جابربن عبدالله انصاری به سرزمین کربلا و زیارت قبر امام حسین (ع) .

ورود اهل بیت به کربلای حسینی. در این روز، بنابه روایتی کاروان اهل بیت پس از افشای ماهیت ضداسلامی یزید و حقانیت امام (ع) ، به سرزمین کربلا بازگشتند و با جابربن عبدالله انصاری دیدار کردند.





نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها :
دوشنبه 14 آذر 1390 :: نویسنده : منصور صفری

روز تاسوعا چگونه گذشت؟ 

روز تاسوعا روزیست که شمر بن ذى الجوشن با نامه ابن زیاد در باب قتل امام حسین علیه السلام وارد کربلا شد.
ابن سعد بر حسب آن نامه ، مهیاى قتل آنحضرت شد. لاجرم وقت عصر بود که لشکر خود را بانگ زد که : یا خیل الله ارکبى و بالجنة ابشرى .

 

جنود نامسعود او سوار شد ورو به سپاه سید الشهداء آوردند در حالیکه آن حضرت در پیش خیمه ، شمشیر خود را در بر گرفته بود و سر بزانو نهاده بود و بخواب رفته بود. جناب زینب چون هیاهوى لشکر را شنید، بنزد برادر دوید، عرض کرد: برادر مگر صداهاى لشکر را نمی شنوید که نزدیک شده اند. پس حضرت سر از زانو برداشت و خواهر را فرمود که ای خواهر اکنون رسولخدا را در خواب دیدم که بمن فرمود: تو بسوى من خواهى آمد.

حضرت زینب تا این خبر را شنید، طپانچه بر صورت زد و واویلا گفت . حضرت فرمود که ای خواهر ویل و عذاب از براى تو نیست ، صبر کن و ساکت باش ، خدا ترا رحمت کند.
پس جناب عباس را فرستاد تا تحقیق کند چه مطلب شده چون معلوم کرد که بناى قتل است ، آنشب را حضرت از ایشان مهلت خواست که قدرى نماز و دعا و استغفار بجا آورد و بالجمله این روز، روز اندوه و حزن اهل بیت ع است .

شیخ کلینى از جناب صادق علیه السلام روایت کرده که آنجناب فرمود: تاسوعا روزى بود که جناب حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آنحضرت اجتماع کردند و ابن مرجانه و عمر سعد خوشحال شدند بسبب کثرت سپاه و بسیارى لشکر که براى آنها جمع شده بود و جناب حسین ع و اصحابش ضعیف شمردند و یقین کردند که یاورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند نمود. پس فرمود پدرم : فداى آن ضعیف غریب .

1.محاصره خیمه ها در کربلا
امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.1

2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام
در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . 2آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است.
حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید. حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:"لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!3

3.در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام
در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.4چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.5

4.آمدن لشکر تازه نفس به کربلا
در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.6

5.خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش
در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.

6. یک شب مهلت برای راز و نیاز
پس حضرت عباس ( علیه السلام ) نزد سپاهیان دشمن بازگشت و ازآنها شب عاشورا را برای نماز وعبادت مهلت خواست عمربن سعد درموافقت با این درخواست مردد بود وسرانجام ازلشکریان خود پرسید که : چه باید کرد ؟
عمروبن حجاج گفت : سبحان الله اگراهل دیلم ( کنایه ازمردم بیگانه ) و کفارازتو چنین تقاضائی می کردند سزاوار بود که با آنها موافقت کنی .
قیس بن اشعث گفت : درخواست آنها را اجابت کن بجان خودم سوگند که آنها صبح فردا با توخواهند جنگید .
ابن سعد گفت : بخدا سوگند که اگربدانم چنین کنندهرگز با درخواست آنها موافقت نکنم .
و عاقبت فرستاده ابن سعد به نزد حضرت عباس بن علی ( علیه السلام ) آمد و گفت : ما به شما تا فردا مهلت می دهیم اگرتسلیم شدید شما را به نزد عبیدالله بن زیاد خواهیم فرستاد واگر سرباززدید ، دست ازشما برنخواهیم داشت .

منبع: 1 .کافی:ج4 ص 174. 2.اعلام الوری :ج1 ص455. فیض العلام:ص143.بحار الانوار :ج44ص361. 3از مدینه تا مدینه :ص381_382 4.اعلام الوری:ج1 ص455.فیض العلام:ص146.بحارالانوار :ج44ص392. 5 .مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107. 6.اعلام الوری :ج1 ص455.فیض العلام:ص146. 7. مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107. فیض الاعلام و وقایع الایام شیخ عباس قمی





نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها :
شنبه 12 آذر 1390 :: نویسنده : منصور صفری
روز شمار قیام كربلادر این قسمت،حوادثى را كه در ارتباط با نهضت عاشورا در شام،مدینه،كوفه،مكه،كربلا و...به ترتیب زمانى اتفاق افتاده است،مى‏آوریم:

15 رجب 60 هجرى:مرگ معاویه در شام و نشستن یزید به جاى پدر.

28 رجب 60:رسیدن نامه یزید به والى مدینه مبنى بر بیعت گرفتن از حسین‏«ع‏»ودیگران.

29 رجب 60:فرستادن ولید،كسى را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن براى‏بیعت،دیدار امام حسین‏«ع‏»از قبر پیامبر و خدا حافظى،سپس هجرت از مدینه،همراه بااهل بیت و جمعى از بنى هاشم.

3 شعبان 60:فرستادن ولید،كسى را سراغ سید الشهدا و دعوت به آمدن براى بیعت،دیدار امام حسین‏«ع‏»از قبر پیامبر و خداحافظى،سپس هجرت از مدینه،همراه با اهل بیت‏و جمعى از بنى هاشم.

ورود امام حسین‏«ع‏»به مكه و ملاقاتهاى وى با مردم.

10 رمضان 60:رسیدن نامه‏اى از كوفیان به دست امام،توسط دو نفر از شیعیان كوفه.

15 رمضان 60:رسیدن هزاران نامه دعوت به دست امام،سپس فرستادن مسلم بن‏عقیل به كوفه براى بررسى اوضاع.

5 شوال 60:ورود مسلم بن عقیل به كوفه،استقبال مردم از وى و شروع آنان به بیعت.

11 ذى قعده 60:نامه نوشتن مسلم بن عقیل از كوفه به امام حسین و فراخوانى به‏آمدن به كوفه.

8 ذى حجه 60:خروج مسلم بن عقیل در كوفه با چهار هزار نفر،سپس پراكندگى‏آنان از دور مسلم و تنها ماندن او و مخفى شدن در خانه طوعه.تبدیل كردن امام حسین‏«ع‏»

حج را به عمره در مكه،ایراد خطبه براى مردم و خروج از مكه همراه با 82 نفر از افرادخانواده و یاران به طرف كوفه. دستگیرى هانى،سپس شهادت او.

9 ذى حجه 60:درگیرى مسلم با كوفیان،سپس دستگیرى او و شهادتش بر بام‏دار الاماره كوفه،دیدار امام حسین با فرزدق در بیرون مكه.

ذى حجه 60:بر خورد امام حسین‏«ع‏»با حر و سپاه او در منزل‏«شراف‏».

ذى حجه 60:دریافت مجدد خبر شهادت مسلم بن عقیل و قیس بن مسهر در منزل‏«عذیب الهجانات‏».

2 محرم 61:ورود امام حسین‏«ع‏»به سرزمین كربلا و فرود آمدن در آنجا.

3 محرم 61:ورود عمر سعد به كربلا،همراه چهار هزار نفر از سپاه كوفه و آغازگفتگوى وى با امام براى وادار كردن آن حضرت به بیعت و تسلیم شدن.

5 محرم 61:ورود شبث‏بن ربعى با چهار هزار نفر به سرزمین كربلا.

7 محرم 61:رسیدن دستور از كوفه بر ممانعت‏سپاه امام از آب،ماموریت پانصدسوار دشمن بر شریعه فرات به فرماندهى عمرو بن حجاج.

9 محرم 61:ورود شمر با چهار هزار نفر به كربلا،همراه با نامه ابن زیاد به عمر سعد،مبنى بر جنگیدن با حسین‏«ع‏»و كشتن او،و آوردن امان نامه براى حضرت عباس‏«ع‏»و حمله‏مقدماتى سپاه عمر سعد به اردوگاه امام و مهلت‏خواهى امام براى نماز و نیایش در شب عاشورا.

10 محرم 61:درگیرى یاران امام با سپاه كوفه،شهادت امام و اصحاب،غارت‏خیمه‏ها،فرستادن سر مطهر امام به كوفه، توسط خولى.

11 محرم 61:حركت‏سپاه عمر سعد و نیز اسراى اهل بیت از كربلا به كوفه،پس ازآنكه عمر سعد بر كشته‏هاى سپاه خود نماز خواند و آنان را دفن كرد و اهل بیت را برشترها سوار كرده به كوفه برد.

1 صفر 61:ورود اسراى اهل بیت‏«ع‏»از كربلا به دمشق.

20 صفر:بازگشت اهل بیت‏«ع‏»از سفر شام به مدینه.





نوع مطلب : امام علی (ع)، 
برچسب ها :


( کل صفحات : 22 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   ...   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
............. .............. ......................... درددل بامولای خوبیها

اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِیِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی كُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها طَویلاً

رهگذرخرابه های کوفه

در زندگی دو نفر باش،یکی برای خودت یکی برای دیگری.برای خودت زندگی کن،برای دیگری باش...
هراس من از مرگ نیست ؛ هراس من از بیهوده زیستن است

هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد ......................... ........................ ....................... ....................... ............................. .......................... ............................