تبلیغات
وایسادنیا...........Vaisa Donya - زخم های تو زخم های من
 
وایسادنیا...........Vaisa Donya
خداوندا من با تمام کوچکیم یک چیز از تو بیشتر دارم و آن هم خدای است که من دارم و تو نداری
چهارشنبه 12 بهمن 1390 :: نویسنده : منصور صفری
پشت چراغ قرمزپسرکی باچشمانی معصوم و دستانی کوچک گفت:چسب زخم نمیخواهید؟

پنج تا صد تومان

اهی کشیدم و با خود گفتم:تمام چسب زخمهایت راهم که بخرم نه زخم های تو خوب میشودنه زخم های من





نوع مطلب : داستان های کوتاه خواندنی، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
......................... در زندگی دو نفر باش،یکی برای خودت یکی برای دیگری.برای خودت زندگی کن،برای دیگری باش...
هراس من از مرگ نیست ؛ هراس من از بیهوده زیستن است

هیچ زمستانی ماندنی نیست...حتی اگر تمام شبهایش یلدا باشد ............................